قطعات پازل - شماره 3 . . . مصر - قسمت دوم
در قطعات پازل – شماره 3 .
. . مصر – قسمت اول به قیامهای پراکنده و اعتراضات مردم مسلمان مصر
اشاره
ای کرده بودیم و نتیجه گرفتیم که مصر ، آبستن تحولات بسیاری در آینده نزدیک
خواهد بود ، اما بظاهر تا همین یکماه پیش هم ، کمتر تحلیلگری پیدا میشد که
انتظار این فوج عظیم تحولات تاثیرگذار را لا اقل تا موعد برگزاری
انتخابات ریاست جمهوری مصر داشته باشد ! تسریع شگفت انگیز در سیر این حوادث
را میتوان تابعی از اتفاقات رمزآلود دیگر کشورهای عرب {خصوصا عربستان}
دانست که در روایات ائمه معصومین علیهم السلام به آن با عنوان " تمامی فرج
در هلاکت فلانی است " اشاره شده است (1) و کل گشایش کار امت اسلام را در
اتفاقی که در حجاز می افتد میدانند و آن چیزی نیست جز مرگ احتمالی پادشاه
ستمگر حجاز !. (2)
نگارنده در
اینجا قصد ورود به مسائل مرتبط با هلاکت حاکم حجاز را ندارد و تنها به
یادآوری این مطلب بسنده میکند ؛ چرا که در مطلب قطعات پازل – شماره 1 . . .
عربستان - قسمت اول ،
دوم و سوم به صورت تفصیلی به
آن پرداخته شده است و ان شا الله با ورود به تحولات جدید این کشور ، قسمت
چهارم آن نیز منتشر خواهد شد .
بدور از هر گونه احساسات و تخیل پردازی و تنها با کمی تامل در اوضاع
فعلی جهان بسادگی میتوان اشتراک ریشه های این اتفاقات را با احادیث
ارزشمند حضرات معصومین علیهم السلام مشاهده کرد .
اولین
روایتی که تشابهات بسیاری با اوضاع کنونی کشورهای عرب دارد روایتی مستند و
ارزشمند از حضرت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام است که فرمودند :
...
اخْتِلَافٍ فِی کــــــــُلِّ أَرْضٍ مِنْ أَرْضِ الْعَرَب . . . (3)
درگیری
و اختلاف به تمامی سرزمینهای عرب روی خواهد آورد .
وَ
غَلَبَةُ الْعَبِیدِ عَلَى بِلَادِ السَّادَات .
و
غلامان بر شهرهای بزرگان خود مستولی میشوند .
وَ خَلْعُ
الْعَرَبِ أَعِنَّتَهَا وَ تَمَلُّکُهَا الْبِلَادَ و خُرُوجُهَا عَنْ
سُلْطَانِ الْعَجَمِ (4)
و مردم عرب از قید و بند رها شده
و شهرها را تصرف میکنند و از فرمان حاکمان دستنشانده (تعبیری از پادشاهان
عجم و یا غیر عرب) خود سرپیچی میکنند .
مفهوم
روایت پر رمز و راز فوق در برگیرنده ی کلیــــــه سرزمینهائی است که نژاد عرب در آن سکنی گزیده و در
عصر آخرالزمان هم در آن حضور دارند که مصر هم یکی از همین مناطق است . در
روزهای اخیر شاهد درگیریهای گسترده ای در شمال آفریقا و خصوصا کشورهای
تونس و مصر هستیم که منجر به برکناری روسای جمهور مستبد و منفور این کشورها
شده است و همچنین اخبار التهابات عمیقی که در کشورهای الجزایر ، لیبی و
مغرب به گوش میرسد ، حاکی از فراهم شدن زمینه ی اعتراضات مردمی در این
کشورهاست .(5)
اعراب آسیائی هم از این اعتراضات عقب نمانده اند ؛
یمن ، بحرین ، امارات متحده عربی ، اردن و تا حدودی عربستان هم متاثر از
این اعتراضات و در واقع منتظر یک جرقه اند که حکام (وابسته به غرب) خود را
به سرنوشت بن علی (رئیس جمهور مخلوع تونس) و مبارک (رئیس جمهور مستعفی مصر)
دچار کنند .(6)
این اخبار نویدی برای مردم در بند ستم این کشورها و
متعاقب آن بشارتی برای محبین و منتظران حضرت غائب عجل الله تعالی فرجه
الشریف است . چرا که قیام پر عظمت حضرت صاحب (روحی فداه) ، انقلاب بی بدیلی
در کل تاریخ هبوط بشراست که بی تردید مقدماتش نیز باید عظیم و بی سابقه و
گسترده باشد . از این روست که میتوان یکی از مهمترین پیشنیازهای قیام ایشان
را "خواست عمومی و خیزش تمامی جهان اسلام" دانست . روشن است ، قیامی که
دامنه اش به وسعت جهان است ، یکی از ملزوماتش وجود هرج و مرج و از هم
گسیختگی حکومتهاست و فقط در شرایط متزلزل سیاسی است که از قدرت و
هیبت حکام ظالم کاسته شده و شرایط برای انقلابی همه جانبه مهیا میشود .
تحلیل این مطلب که آیا شرایط کنونی حادث
شده در جهان عرب میتواند بخشی از خروش امت اسلام در جهت برپائی یک نظام
تمام عیار الهی باشد یا خیر ؛ بر عهده خوانندگان محترم این مقاله است .
. .
اینک به روایت دیگری که بصورت خاص از وقایع کشور مصر
در نزدیکی ظهور سخن گفته است میپردازیم : ویژگی حدیث پیش رو ، آن است که
منتهی به خروج سفیانی میشود و در سلسله اتفاقاتی که در مصر رخ خواهد داد
حائز اهمیت فراونی است ؛
این روایت از عمار ابن یاسر (صحابه بزرگ
رسول خدا صلی الله علیه و آله) نقل شده است که بسیار طولانی است و در متن
آن ، ضمن تشریح نشانه های تشکیل دولت آل رسول الله (صلی الله علیه و آله)
در آخرالزمان ، به کشور مصر و هجوم غربیان به این کشور نیز اشاره شده
است(7) :
. . . و یخرج اهل الغرب الی مصر
.
. . و اهل غرب به سوی مصر هجوم آورند
فاذا دخلوا فتلک
ءاماره السفیانی
ورود آنها علامت سفیانی است
و
یخرج قبل ذلک من یدعو لآل محمد علیهم السلام
و پیش از آن
شخصی ، مردم را به سوی آل محمد علیهم السلام دعوت نماید
اکنون به دلایل احتمالی حمله غربیان به مصر میپردازیم تا در ادامه
بتوانیم به تحلیل صحیحی از وقایع آینده (ان شا الله ، نزدیک) این کشور
برسیم ، گر چه ذات پلید و نیات شوم سران غرب بر کسی پوشیده نیست و اساسا
اینکه آنها برای چپاول و غارت یک ملت به دنبال دلیل ( ! ) باشند در قاموس
ناپاک استکبار نمیگنجد.
همانند گذشته و بنا بر تکلیف ،
متذکر میگردد ؛ تمامی تحلیلها ، اقتباسات و استدلالات مکتوب در این مطلب ،
مبتنی بر احتمالات و برگرفته از تحقیقات شخصی نگارنده است و جنبه قطعی و
یقینی ندارد و تنها و تنها و تنها به جهت جلب عنایت حضرت مولا عجل الله
تعالی فرجه الشریف و در راستای تنویر افکار دوستداران و منتظران واقعی قطب
عالم امکان ، حضرت بقیه الله الاعظم (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه
الفداء) نگاشته شده است .
کانال
سوئز
به تعبیر کارشناسان میراث فرهنگی ، از دست نوشته
های میخی و کهن بجای مانده میتوان اینچنین برداشت کرد که انگیزه های
بازرگانی و شم تجاری داریوش کبیر پادشاه بزرگ ایران باستان بوده که باعث
تکمیل و اتمام حفر کانال اولیه ی سوئز شده است . تا در عصر ما به عنوان یکی
از مهمترین آبراههای استراتژیک جهان به شمار رود و چشم پوشی از آن را برای
مستکبرین و ابرقدرتها ، دشوار و حتی غیر ممکن بنمایاند .
در واقع
داریوش اهمیت احداث آبراهی که باعث سهولت در تردد کشتیهای تجاری شود را به
خوبی دریافته بود و دلیل اصلی اهتمام وی در تکمیل این آبراه به جهت مبادلات
اجناس ضروری آن زمان بوده است و به نظر نمیرسد اندیشه نظامی گری و کشور
گشائی در این تصمیم دارای سهم چشمگیری بوده باشد . به این جهت که کندن این
جوی عظیم در واقع یک امر داخلی محسوب میشده و کانال احداثی ، "تنها جدا
کننده ی دو بخش از سرزمین پهناور ایران آن زمان بوده است" و کشور دیگری
در عملیات حفر آن ذینفع یا متضرر نشده است . (8)
هوش و ذکاوت
پادشاه ایران در تشخیص نیاز آن زمان (حدود پانصد سال پیش از میلاد مسیح علی
نبینا و آله و علیه السلام) به برقراری ارتباطات بین کشورها بسیار ستودنی و
مایه ی بالندگیست .
اما به نظر میرسد ؛ کانال سوئز فعلی که تبدیل
به گلوگاهی برای اجرای مقاصد شوم امپریالیسم جهانی شده است با کانال حفر
شده توسط متخصصین ایرانی که داریوش از میان معماران خبره کاخهای پاسارگاد
انتخاب کرده بود تفاوت های بیشماری دارد . هم از حیث مسیر و نقشه و هم از
دیدگاه نیات متولیان آن(!)
آبراه کنونی به دست «مون فردیناند
اوسپس» در سال ۱۸۶۹ میلادی حفر شد و در طی 150 سال گذشته شاهد دخالتهای
بسیاری از حکمرانان مختلف با تفکرات متفاوت در امور مربوط به این کانال
بوده است . (9)
- ناپلئون فرانسوی یکی از
شخصیتهائی است که تغییر مختصری در جهت و مورد کاربری این آبراه ایجاد کرده
است و آنچنان که ثبت شده است هدفش ، کوتاه کردن راه ارتباطی و تسلط کامل
بر اوضاع سرزمین ارزشمندی چون"هندوستان" بوده است .
(10)
-
دیزرائیلی نخست وزیر دولت بریتانیا هم دیگر فردی بود که برای
خوش خدمتی به ملکه انگلستان با سوءاستفاده از منابع بومی کشور مصر و تحمیل
مخارج بسیار زیاد به حکومت وقت مصر ، اقدام به خرید 44 درصد از سهام کانال
سوئز نمود و گزارش این خرید استثمارگرانه خود را به ملکه ویکتوریا با این
جمله به پایان برد : " . . . و اکنون کانال سوئز از آن شماست سرور من ! .
(11)
- احمد عرابی پاشا یک مصری وطن پرست و وزیر جنگ وقت بود که در
سال 1882 ، زیر بار دخالتهای حاکم انگلیسی مصر که منافع حاصله از کانال
سوئز را منحصرا برای اتباع انگلیسی خرج میکرد ، نرفت و یک شورش مسلحانه
تمام عیار سراسر مصر را فرا گرفت.
این قیام بعدها سرکوب شد و بعد
از دستگیری «عرابی پاشا» انگلستان به اشغال نظامی مصر و سودان پرداخت و این
اشغال استعماری ۷۰ سال به طول انجامید و سرانجام با کودتای مصر و عقد
قرارداد جدیدی میان مصر و انگلستان به پایان رسید. با آن که در سال ۱۹۵۶ در
ماجرای ملی شدن کانال سوئز، میرفت که مصر دوباره به اشغال انگلستان و
فرانسه درآید اما مقتضیات زمان نقشه انگلستان وفرانسه را نقش برآب کرد و
نیروهای بیگانه خاک مصر را برای همیشه ترک نمودند .
- جمال
عبدالناصر یک ناسیونایست تمام عیار مصری بود که هنوز هم عرب به
نام و آوازه اش افتخار میکند .(12)
ناصر آنچنان بر پیکره استعمار
تاخت که تبعات سخنرانیش سالها گریبانگیر انگلیسیها و فرانسویان بود . در
تاریخ 26 ژوئیه 1956 سخنرانی کوبنده ناصر ، مصری ها را به این فکر انداخت
که تکانی به خود دهند و خود را از زیر بار ذلت و خفت تحمیلی غرب برهانند .
عبدالناصر میدانست که اگر محور سخنانش را کانال سوئز قرار دهد ، علاوه بر
اینکه مورد حمایت توده ی اعراب قرار خواهد گرفت ، ضربه سنگینی بر پیکره
دشمنان مصر هم خواهد زد . تلاشهای عبدالناصر با حسن استفاده از نقش برجسته
کانال سوئز باعث به همریختگی دولتهای استعمارگر شد .
بحران سوئز
بحران کانال سوئز در
انگلستان سبب شد آنتونی ایدن نخست وزیر وقت بریتانیا ، شغل از کار بیکار
شود و در فرانسه ، جمهوری چهارم ساقط و جمهوری پنجم به رهبری دوگل ظهور کند
و سرانجام اینکه بحران سوئز برتری ایالات متحده را بر متحدان غربی اش
آشکار کرد و موجب تقویت انگیزه شکل گیری چیزی بود که امروزه به اتحادیه
اروپا شناخته می شود.
آشفتگی اوضاع سوئز برای خاورمیانه تبعات دیگری نیز
داشت . مهم ترین پیامد آن ، تقویت ناسیونالیسم پان عربی و تغییر شکل جنگ
اسرائیل - فلسطین به منازعه اعراب و اسرائیل بود.
سرانجام تلاشهای
جمال عبدالناصر منجر به ملی شدن کانال سوئز شد ، واکنش بریتانیا به این
موضوع تقریبا قابل پیش بینی بود : انگلیسها این اقدام عبدالناصر را محکوم
کردند و او را ملقب به "ناصر متجاوز" و با هیتلر و موسولینی قیاس کردند .
واکنش
فرانسه هم خیلی جدی و شدید بود ، البته این کشور دلایل دیگری داشت ،
فرانسه مالک بخشی از کمپانی سازنده ی کانال بود . ناصر از قیام مردم
الجزایر که درگیر جنگ وحشتناکی با فرانسه بودند ، حمایت کرده بود و فرانسه
بسیار مشتاق بود تا سقوط او را ببیند.
رژیم کثیف اسرائیل که همواره
به دنبال تسلط بر سرزمینهای اطراف بوده و هست ، این اوضاع آشوب زده را
مغتنم شمرد و به انگلیس و فرانسه پیشنهاد داد تا به مصر حمله کند و از
آنها خواست برای برون رفتن از بحران ، پس از حمله ی این رژیم ، به عنوان
میانجی صلح وارد مصر شوند .
این توافق انجام شد و رژیم متوهم
اسرائیل به صحرای سینا حمله کرد . پس از این حمله و شعله ور شدن آتش جنگ
میان اسرائیل و مصر، انگلیس و فرانسه طبق توافق وارد عمل شدند و خواستار
آتش بس از دو طرف شدند ، مصری ها نپذیرفتند و این بهانه خوبی به دست دو
کشور داد تا کانال سوئز را اشغال کنند ، آمریکا شگفت زده از اتفاقات و
حوادث سعی کرد با فشار آوردن به بریتانیا ، این کشور را وادار به عقب نشینی
کند. آیزنهاور رئیس جمهور وقت ایالات متحده به صندوق بین المللی فشار آورد
تا وام درخواستی بریتانیا را رد کند تا این کشور دست از تهاجم بردارد .
ترس از ورشکستگی اقتصادی" ایدن" را وادار کرد تا تقاضای آمریکا را اجابت
کند و عملیات را متوقف سازد . فرانسه هم ناگزیر از کناره گیری شد. برای
فرانسه و بریتانیا بحران سوئز درس های زیادی دربر داشت ، آنها دریافتند که
دیگر قدرت های برتر اروپایی نیستند. از دل این بحران بازار مشترک اروپا
پدید آمد که هدف آن مبارزه با قدرت روزافزون ابرقدرتی بنام ایالات متحده
آمریکا بود. (13)
آنچه
خواندید تنها اشاره ی کوچکی به ابعاد بسیار گسترده ی اهمیت کانال سوئز در
منظر حریص استعمار بود . ناگفته پیداست ، بروز هر گونه اختلال در حاکمیت
این کانال و یا تغییر سیاست گردانندگان آن تا چه حد میتواند بر مناسبات
منطقه ای و فرامنطقه ای موثر باشد .
حال به سراغ دیگر نکات
مهم این کشور میرویم و به نقش ژئوپلیتیک آن می پردازیم ؛
مصر همسایه ای معتمد
با
نگاهی بر نقشه مصر میتوان پی برد که کانال سوئز تنها دلیل اهمیت این کشور
در معادلات جهانی نیست ، بلکه علت مهمتری با عنوان " هم مرزی با اسرائیل"
وجود دارد . رژیم دست نشانده ی حسنی مبارک علاوه بر اینکه برای صهیونیستها ؛
احساس امنیت خاطر از مرزهای جنوبی را به ارمغان آورده ، تا کنون در
چهارچوب معاهدات محرمانه به تامین بسیاری از نیازهای حیاتی این رژیم نیز
پرداخته است ! یکی از این معاهدات : تامین بخش عظیمی از منابع انرژی مورد
نیاز اسرائیل است . مبارک ، خوش خدمتی خود را با واسطه گری مصر در حمل
سوختهای فسیلی از دیگر کشورهای دوستدار اسرائیل که جرات علنی کردن ارتباط
با اشغالگران را ندارند ، تکمیل کرده است .
همسوئی دستگاه حاکم بر
مصر با نیات و اهداف پلید صهیونیستها در تنگ کردن اوضاع معیشتی مردم فلسطین
و به تبع آن حمایت مبارک از محاصره 4 ساله مردم بی گناه نوار غزه و ساخت
دیوار فولادی کذائی بین مصر و غزه شاهد این مدعاست که رئیس جمهور مادام
العمر مصر در جذب حمایتهای غرب از هیچ کوششی دریغ نکرده و کمک به بقاء رژیم
ننگین اسرائیل را ضامن تداوم حکومتش میدانست . (14)
مصر
شاهراه سه قاره
از آنجائیکه کشور مصر در مکانی فوق العاده
استراتژیک قرار دارد میتوان آن را شاهراه ارتباطی بین 3 قاره آسیا ، اروپا و
آفریقا دانست . اگر یک دولت اسلامگرا یا حداقل با گرایشهای اسلامی در مصر
به قدرت برسد ، تمامی خوابهای استکبار را به کابوسی دهشتناک تبدیل خواهد
کرد ، چرا که نظارت بر عبور و مرور کشتیهای تجاری و مبادلات نظامی از سیطره
قدرت آنها خارج خواهد شد و دولت مصر به راحتی میتواند کنترل بسیاری از
ترددهای نامیمون منطقه را که منافعش تنها برای غربیان است ، بدست گیرد و
عبور یا عدم عبور آنها را با سیاستهای اسلامگرایانه تنظیم نماید . یکی از
تبعات آن میتواند افزایش سرسام آور بهای نفت برای مدتی نامعلوم باشد که این
خود خط قرمز همیشگی غرب است و در شرایط فعلی با توجه به بحرانهای اقتصادی
اروپا و آمریکا ، ضربه ی مهلکی بر ذخایر ارزی و نفتی آنها وارد خواهد آورد .
سخن
پایانی
هم میهنان عزیز ، بدون شک غایت آرزوهای همه ی
شیعیان راستین جهان همانا ظهور حضرت عشق است که دنیای ظلمانی انسانها را با
نور معرفت حضرت سبحان روشن خواهد کرد و تلاش هر یک از ما دوستدارانش در
راه اعتلای نام پر آوازه اش ، گر چه اندک و بی مقدار ، اما با نظر لطفش
سنجش می شود ، که روح معصومش میانبر خداست و نفس مسیحائیش شفا بخش امراض دل
. پس کاستیهای مطلب را به بزرگواری خویش میبخشد و کاهلی عشاقش را با
شکیبائی آسمانیش نادیده میگیرد .
جان به هوای کوی او خدمت تن نمیکند
در برهه ی کنونی که موج
بشارتها و رایحه ی روحنواز قرابت آمدنش ، دل منتظرانش را غرق در شور و
سرور نموده است شاید صحبت از جا ماندن و وا ماندن ، محلی از اعراب نداشته
باشد اما این بنده ی بی مقدار نه در جایگاه یک اندرزگوی آگاه ، که در حضیض
ذلت حاصل از معاصی و تنها از دید کسی که با عنایت ویژه خود مولا به این راه
آمده و بحمد الله تا کنون در آن مانده ام ؛ همه مخاطبان گرانقدر این مطالب
را به هشیاری بیشتر در حوادث پیش رو دعوت میکنم . دوستان عزیز ، با فرض
نزدیک بودن ایام پر فروغ ظهور باید به این نکته توجه کرد که از دید روایات
ائمه هدی علیهم السلام فتنه و آشوب در عصر منتهی به ظهور درتمامی بلاد
اسلام فراگیر خواهد شد و هیچ مسلمانی از شر فتنه آخرالزمان در امان نخواهد
بود ، مگر مومنان و منتظران حقیقی حضرت که از پیش ، وقایع را تیزبینانه رصد
کرده باشند و فرق سره را از ناسره دریافته باشند . در کلام معصومین علیهم
السلام ، سیل رخدادهای آخرالزمانی آن قدر پیچیده و گاه گمراه کننده است که
قدرت استدلال را از هر انسانی می رباید و توان تحلیل و تدبیر در امور را
کاهش می دهد . پس بیائید دست در دست هم ، بکوشیم {تا شاید} بصیرتی در خور
اصحاب خاصش پیشه کنیم و کمر همت به یاری یار ببندیم تا در آستانه رخ نمائی
دولت صبح با رنگی کردن دل صاحبدارمان ، لا اقل مانعی بر موانع طلوعش
نیافزوده و دل مضطرش را نیازاریم . ان شا الله .
خواندن این مطلب
کوتاه و تکراری در اینجا خالی از لطف نیست ؛
خوب گوش کن . . .
صدایی
نمی شنوی؟ . . .
ندای الرحیل . . .
الرحیل . . . قافله ای آهنگ سفر
دارد . . .
قافله امام زمانت است .
. .
هزار و چهارصد سال پیش هم این ندا بلند شد . . .
اما کسی
آن را نشنید . . .
و یا هم شنید اما توجه نکرد . . .
تا آن واقعه
که نباید اتفاق می افتاد اتفاق افتاد . . .
و امام ‹‹ زمان ›› به شهادت رسید . . .
بعضی ها با
قافله رفتند . . .
خیلی ها هم جا ماندند و حسرت ابدی نصیبشان شد .
و
تو چه میدانی حسرت ابدی چیست . . .
شاید همان ‹‹ خسران ›› معروف باشد :
ان الانسان لفی خسر . . .
ویا حتی بزرگ تر از آن!
از آن واقعه بزرگ
درس میگیرم ؟!
مواظبم ؛ جا نمانم .
مراقب خودت باش . . .
فقط
همین!
رندی می گفت : منتظران ! به هوش باشید ، حسین (ع) را
منتظرانش کشتند.
*****
منابع و مآخذ
.
.
.
1 - بحارالانوار ج 52 ص 234
2 - http://islamtimes.org/vdcjhvei.uqexvzsffu.html
اخبار مرتبط :
http://www.tabnak.ir/fa/news/148507/قدرت-طلبان-سعودی-در-انتظار-مرگ-پادشاه
3 - تفسیر عیاشی، ج 1، ص 64
4 - بشاره الاسلام ص 176
5 - http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1244657
6 - http://www.abna.ir/data.asp?lang=1&id=226077
7 - بحار ج 52 ص 207 و 208 ، الغیبه طوسی ص 463
8 – بر گرفته از کتاب نقش ایران در تاریخ تمدن جهان. نگارش عبدالرفیع حقیقت سال چاپ 1378
13 - روزنامه دنیای اقتصاد، شماره 1018 به تاریخ 8/5/85، صفحه 25 نویسنده مقاله : نرجس خاتون براهوئی
بسم تعالی